دود می خيزد ز خلوتگاه من.

کس خبر کی يابد از ويرانه ام؟

دست از دامان شب برداشتم

تا بياويزم به گيسوی سحر

خويش را از ساحل افکندم در آب

ليک از ژرفای دريا بی خبر

(سهراب)

اگه دريا ديده ای يا دريا دلی درياب مرا

/ 3 نظر / 5 بازدید
ماندانا

سلام ..... به جمع وبلاگ نویسان خوش آمدین ..... منتظر نوشته هاتون هستم .....

سحر

قشنگ بود... تا بياويزم به گيسوی سحر

آزاده

... مرا آن دل که بر دريا زنم نيست؟؟؟؟