دیگر آرزویم سکونت در سرای عشق تو نیست

تنها پرسه خواهم زدن

در کوچه های پیچ در  پیچ خیال تو

تا شاید گم شوم برای همیشه

اما چگونه

من دیگر آن کودک نو پا نیستم

تا گم شوم

من بزرگ شده ام

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشق پاييزی

خواستم بگم دوست من به کم راضی نشو به پرسه زدنهای بی او راضی نشو يا هميشه يا هرگز نميدونم من که بچه نيستم عشقمو يادم بره يکی اون بالا هست که از راز دلا خبر داره.... و شفا ميده؟ عشقو ميده يوهووووووووووووووو هنوز هست و خدا جون مرسی که هستی

نسترن

سلام يه سری به ما بزن خوشحال ميشم باهم تبادل لينک داشته باشيم

نگار

سلام........چه قده قشنگ بود اين........من ديگر آن کودک نو پا نيستم تا گم شوم....من بزرگ شده ام..........متاسفانه البته....راستی...اون من رو بردار به جاش بذار ... قرارمون اين نبود مگه؟

نازنين.... غريبه ای از عالم خاکی

سلام مطلبتون جالب بود ....تقريبا وبلاگتون رو خوندم ... برای اولين بار و به طور اتفاقی اينجا اومدم ... انشا الله که خيره .... به منم سر بزنين .... تا با هم بيشتر آشنا شيم ... آرزومند آرزوهايتان : نازنين

آرزو

منم بزرگ شدم همه بزرگ می شیم اما دلم همیشه دنبال گمشده ایه به نام شادمانی کودکانه/ممنون سر زدی

همون رفيق

اقای بزرگ تو از کی تا حالا عاشق شدی ما خبر نداريم؟ ناقلااااااااااا

مرد بارانی...

سلام مهربان.....! آمدی...دوست.....!روشن کردی آنچه که کلبه ويرانه مرد بارانی ناميده اند....! ممنون......! زير باران بی چتر... زندگی يعنی اين... مرد بارانی... علی علی

کيا

سلام امیر جان ..ممنون از حضورت ..امدم يه سلامي عرض کنم وخبر بازگشتم رو بدم ..پست جديدت را هم خوندم شعر بسیار زیبایی بود ..منتظر نوشته های خوبت هستم

کيا

در ضمن من روز 4شنبه هفته ديگه 25/5انشالله ميخوام آپ کنم ..ولي چون تعداد دوستان زياد شده و ميخواستم قبل از آپم ازشون به خاطر حضورشون تشکر کنم شايد وقت نشه براي خبر آپ خدمت برسم ..خوشحال ميشم براي آپ جديدم اون روز ببينمت اگه به خاطرت بمونه ...خوب ديگه خيلي حرف زدم ..فعلا

ارزو

بازم ممنون که از گذر کلبه ی من گاه گاهی رد ميشی و یادبودی به جا می ذاری