این خانه که می کوبی درش را

سرای دروغ است و مزار وفا

پس

رخت بربند و برو

که جای تو اینجا نیست.

/ 5 نظر / 4 بازدید
اونی که خودت ميدونی !

هر که عشق کاشت اشک درو کرد !

اونی که خودت ميدونی !

ميگن لبخند ربطی به مرگ نداره ولی تو بخند تا من برات بميرم !

اونی که خودت ميدونی !

دلم گرفته ولی هیچ کس کنارم نیست کنارم هیچ کسی غیر چوب دارم نیست به روی صندلی چوبی قدیمی رفت و فکر کرد که آیا... نه، سوگوارم نیست نشست روی همان صندلی دوباره دلش سه تار خواست، کجایی؟ چرا سه تارم نیست... ـــ چه ساز خوب و اصیلی، چه قدر... ـــ مال خودت. _ ولی سه تار تو یاد... ـــ نه یادگارم نیست. و یادگار تویی که همیشه یار، بزن بزن که باز برقصم، بزن، قرارم نیست و بی قرار تمام گذشته هایش شد و بی قرار کسی که همیشه یارش نیست دلم گرفته کجایی؟ کجای این قصه؟ توان این که برایت غزل ببارم نیست و ایستاد و طناب از گلوش بالا رفت و فکر کرد که آیا... ./

آرش

سلام داداشی عيدت مبارک خدا کنه يه سال داشته باشی پر از شادی ، پر از آرزوهای برآورده شده!! راستی منم آپم

طاهره

سلام تازه باهات آشنا شدم اگه می تونی يه پيام برام بفرست تا بيشتر باهات آشنا بشم. خيلی ممنونم