بیهوده منتظر نامه هایم مباش

به مقصد نمی رسند

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

چه انتظار عظيمي نشسته بر دل ما هميشه منتظريم و کسی نمی‌آيد صفای گمشده آيا بر اين زمين تهی‌مانده باز می‌گردد؟ تا بعدی بهتر!

آرش

جايی نوشتم : می دانم که این شعر را نمي خوانی مهم نيست ٬ همين قدر که برای تو باشد کافيست

عاشق پاييزی

اينجا کسی غير از خدا ياری بلد نيست... اینو هرگز فراموش نکن

عاشق پاييزی

بوی عيدی بوی توت بوی کاغذ رنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو بوی ياس جانماز ترمه ی مادر بزرگ با اينا زمستونو سر می کنم با اينا خستگيمو در می کنم . شاديه شکستن قلک پول وحشت سکه ی عيدی از شمردن زياد بوی اسکناس تا نخورده ي لای کتاب با اينا زمستونو سر می کنم با اينا خستگيمو در می کنم .

عاشق پاييزی

من کاش این واژه نبود هرگز عين شين قاف يعنی همين...

آرش

از چی بگم داداش؟ از قالبش؟ از کدوم قسمتش آخه؟

آرزو

حالا ديگر دير است من نام کوچه هاي بسياري را از ياد برده ام نشاني خانه هاي بسياري را از ياد برده ام و اسامي آسان ِ نزديک ترين کسان دريا را...! راستي آيا به همين دليل ساده نيست که ديگر هيچ نامه اي به مقصد نمي رسد ؟!

عاشق پاييزی

به صدا گوش می کنم، فقط به صدا... به صدای سه تارم، بدون ريتم، و تا عمق وجودم رسوخ می کنه...

عاشق پاييزی

پس بيا سعی کنيم شنوا باشيم! تو این دنياي پر از هياهو بيا موسيقی حضور خوب خدا رو بشنويم!حتی شده يک لحظه پر بشيم از شاديه حضورش. و او بس است... (تو پاييز هم بهار هست هم تابستان هم زمستان، يک فصل اگر پاييز آری برای من پاييز بس است)

عاشق پاييزی

زندگی يعنی: يک سار پريد از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی ها کم نيست: مثلا اين خورشيد. کودک پس فردا، کفتر آن هفته يک نفر ديشب مرد و هنوز، نان گندم خوب است. و هنوز، آب می ريزد پايين، اسب ها می نوشند. .... اميدوارم لحظه های سخت امتحان زندگيتو دووم بياری و نااميد نباش... کار ما؟ ما دنبال گمشدمون هستيم.. چيزی که مال ما بود بچه بودیم حواسمون پرت شد گمش کرديم.. تو يادته؟